پرستو کوچولو

بدون عنوان

سلام دوباره بعد از چند روز تونستم بیام و به وبلاگ دختر نازم سری بزنم تو این مدت خیلی اتفاقها افتاد لنا دوباره اون حالت تشنج بهش دست داد واین دفعه خیلی شدیدتر از قبل بود و احتمالا به خاطر تشخیص غلط آخرین دکتری بود که لنا رو ویزیت کرد چون اون دکتر گفته بود که هیچ مشکل وجود نداره و قرصها فنوبار لنا رو قطع کنید خلاصه چند روز پیش بود که لنا ساعت 12 شب اون حالت شد و این دفعه خیلی شدید تر بود وکاملا محسوس بود من ورامین حسابی ترسیدیمو بردیمش بیمارستان اطفال خلاصه بعد از کلی آزمایش لنا رو بستری کردن که ای کاش نمی کردن چون اونجا بچمو کردن موش آزمایشگاه نه آزمایشها و نه سی تی اسکن هیچی نشون نداد و همه می گفتن که بچه هیچ مشکلی نداره ما هم که مرتب م...
24 مرداد 1390

بدون عنوان

سلام دختر گل دردسر سازم دیروز لنا رو پیش یک دکتر دیگه که خیلی هم معروفه بردیم واین آقای دکتر اینطور تشخیص دادکه لنا تشنج نکرده و کاملا سالمه واون حرکاتی که داشت و دوتا دکتر قبلی تشخیص تشنج داده بودن تشنح نیست و این حرکات در نوزادان به علت رشد وتکامل مغزی کودک بوجود می آد یک کمی خیالمون راحت شد و آرامش گرفتیم البته بازهم خیالم کاملا راحت نشد وتصمیم گرفتم که پیش دو تا دکتر هم در تهران معروف هستن هم ببرمتا کاملا مطمئن بشم فعلا قرصهای لنارو قطع کردیم و از موقعی که قرص و قطع کردم لنا خیلی آرومتر شده حالا هم بعد از چند روز خونه نشینی ومریض داری می خوام با دخترم دوتایی بریم خریدراستی امروز متوجه سدم که لنا ششمین دندونش رو هم داره د...
7 مرداد 1390

زیارت امام رضا (ع)

تقریبا یک هفته ای بود که چیزی ننوشتم چون هم سرم خیلی شلوغ بود هم اینکه جای همه خالی همراه با خاله لادن و هیربد کوچولو و مادربزرگش رفته بودیم مشهد زیارت امام رضا بالا خره بعد از شش سال امام رضا ما رو طلبید و خیلی یکدفعه و بدون برنامه ریزی رفتنی شدیم توی هواپیما بماند که چقدر استرس سقوط داشتیم تا رسیدیم برگشت هم همینطور بود چون ماشاالله هواپیمایی ایران که اعتبار نداره هم رفت و هم برگشت با تاخیر همراه بود و بچه ها خیلی خسته شدن مخصوصا که هوا خیلی هم گرم بود و لنا توی این سه روز حتی یک وعده غذا هم کامل نخورد فقط شیر می خورد اون هم خیلی کم ولی بازهم بد نبود چون دسته جمعی رفته بودیم خوش گذشت ولی وقتی که برگشتیم از دماغمون در اومد چون وقت معای...
6 خرداد 1390

دندان در آوردن لنا

دختر نازم دندون در می آورد چند وقتی بود که وقتی به لنا غذا می دادم احساس می کردم که قاشق یک صدای خاصی می ده وقتی که به لثه لنا می خوره راستش یک کمی شک کرده بودم که شاید لنا دندون در آورده وقتی هم به لثه هاش دست کشیدم چیزی متوجه نشدم  تا اینکه سه روزی پیش رامین داشت هویج می خورد که لنا اونو از دستش گرفت و کرد توی دهنش چند لحظه بعد دیدیم که یک تکه هویج و کنده توی دهنشه بعد که انگشتمو  زدم به لثه هاش فهمیدم که دندان پایین لنا یعنی همان دندان نیشش البته یکی شون  خیلی کوچولو دراومده خیلی خوشحال شدیم و ذوق کردیم نمی دونم چرا انگار که قرارنبوده که لنا دندون در بیاره حالا قراره براش  آش دندونی بپزیم که منم اصلا فلسفه اش&nb...
27 ارديبهشت 1390

بدون عنوان

سلام عزیزکم بلاخره وقت کردم یک سری به وبلاگت زدم تو این چند روز گذشته دو سه بار با دخترم تنهایی رفتیم بیرون البته یکبارو با عمه سمیه رفتیم و خوشگلمو تو کالسکه نشوندیم راستشو بخوای با این خیابونهای پر چاله چوله مثل دو تا پت و مت عمل می کردیم و اصلا نمی تونستیم کالسکه رو خوب برونیم ولی بلاخره موفق شدیمو بعد از کمی گردش رفتیم خونه بابا بزرگ خیلی خوش گذشت مخصوصا که همش از دست خودمون و پت و مت کاریمون خندمون می گرفت، عسلمم که دیگه نگو از اون موقعبه بعد تا شال و روی سرم می بینه فکر می کنه که می خوام ببرمش گردش برای همین ذوق می کنه و دست و پا می زنه، امروز با بابا بزرگ تو آلمان حرف زدمو برای دخترم و هیربد داداش سفارش کرم ضد آفتاب دادم،چون خا...
18 ارديبهشت 1390

تدارک عید برای دخترم

  سلام عزیز دلم عسل مامانی ببخشید که این روزها کمتر به وبلاگت سر می زنم و نمی تونم زیاد بنویسم آخه خودت که می دونی نزدیک عیده سر همه مامانا شلوغه مخصوصا مامانایی که امسال اولین عید نی نی شونه دلم می خواد هفت سین امسال از سالهای قبل قشنگتر بشه چون من و بابایی تو پنج سال گذشته دو نفری پای هفت سین می نشستیم ولی امسال یک فرشته کوچولو هم به هفت سینمون اضافه شده و قشنگی سفره رو چند برابر کرده امسال اولین عیدیه که قشنگم با ماست الهی مامان فدات بشه هستی مامان عشق مامان،الهی که صد تا از این هفت سین و ببینی و صد سال شاد زندگی کنی به قول بزرگترها عاقبت به خیر بشی،منم حالا همش تو فکر تدارک عید با سفره ام هی فکر می کنم که سفره رو چه جوری ...
17 ارديبهشت 1390