بدون عنوان
بالا خره دیروز تولد لنا رو برگزار کردیم و خودم که خیلی راضی بودم خیلی هم خوش گذشت تولد از ساعت 5 بود ولی مهمانها ساعت 6 تشریف آوردن ولنا هم خوابش گرفته بود چون ساعت 7 صبح بیدار شده بود و هرکاری کردم که دوباره بخوابد نشد برای همین از ساعت 5 شروع به چرت زدن و خمیازه کشیدن کرد وما هم ترسیدیم که بخوابد و اونوقت تولد بی تولد برای همین زود قبل از اینکه همه بیان چند تا عکس گرفتیم و وقتی همه اومدن هم سریع شمع رو فوت کرد و کیک و بریدیم و بعد از اون هم یک کم بزن و برقص کردیم ولی لنا تو اون شلوغ پلوغی هی سرشو روی شونه این و اون می گذاشت و چرت می زد بعد که همه کارا را بدو بدو انجام دادیم تا خانم خوابش نبره و خواستم ببرم بخوابونمش هر کاری کردم دیگه ...
نویسنده :
سارا
18:11


