خدا حافظ شیر مادر
از دیروز عصر لنای قشنگم و از شیر گرفتم فکر می کردم که خیلی سخت باشه و لنا حسابی اذیت بشه ولی تا حالا که خوب بود خدا پدر لاک تلخ و بیامرزه دیروز وقتی مالیدمش و لنا اومد و خواست تا شیر بخوره طعم تلخی رو فهمید و سریع گفت اه اه واز اون موقع هم هر دفعه که یادش رفته که بد مزه است و خواسته میمی بخوره تا گفتم تلخه خودش می گه اه اه ومی ره کنار خیلی راحت تر از اون چیزی بود که فکر می کردم خدا رو شکر زیاد اذیت نشد حالا دیگه باید سعی کنم تا از پوشک هم جداش کنم.
4 آبان تولد خوشگلمه ومنم هنوز هیچ برنامه ای براش نریختم برعکس پارسال که خیلی ذوق داشتم امسال اصلا حوصله ندارم نمی دونم چرا اینطوری شدم اصلا نمی دونم جشن بگیرم یا نه خودمون سه تایی یک جشن کوچولو بگیریم.بابا بزرگ از الان کادوی تولدت و برات فرستاده البته هنوز به دستمون نرسیده خو بیش اینه که وقتی اون کادو می فرسته فقط مال تو نیست وما هم این وسط کلی حال می کنیم چون برای ما هم کلی چیز می خره.

خدا حافظ شیر مادر
